• info@yazdsabt.com
  • تماس با ما: کارشناسان :09120535121-09124503070 | شماره دفترمرکزی: 03538206928
  • صفاییه ، میدان نعل اسبی ، ابتدای بلوار پروفسور حسابی موسسه حقوقی بیان ، طبقه سوم
0 آیتم - تومان
  • سبد خرید شما خالی است.

کلید در دست (turn key)

قرارداد کلید در دست (Turn-key)

 

 

روش کلید در دست که به آن طراحی – ساخت (design and construct) و یا Package deal  نیز گفته می‌شود. مسئولیت طراحی و اجرا بطور کامل به عهده پیمانکار واگذاری می گردد. کارفرما و مشاور فقط در فرآیند مناقصه و نظارت عالیه بر کار پیمانکار دخالت خواهند داشت. مفهوم پایه این است که در قرارداد کلید در دست پیمانکار باید کار را برای بهره‌برداری با یک مبلغ و زمان ثابت انجام دهد. واقعیت این است که کارکنان باید به صورت فعال در مراحل پروژه فعال باشند.

کلید در دست حد اعلای سپردن مسئولیت طراحی و اجرا به پیمانکار است. به عنوان یک قانون کلی هر عیب و نقصی که در محدوده تعریف شده کار حادث شود مسئول پیمانکار است. پرداختها در این روش ممکن است به صورت یک قلم یا فهرست بهایی باشد. کارفرما ممکن است پیمان کلید در دست را فقط برای قسمت مشخصی از پروژ انتخاب نماید که به عنوان نیمه کلید در دست معروف است.

نقاط قوت :

  • درگیری کارفرما را در فرآیند طراحی و اجرا به مقدار قابل ملاحظه ای کاهش می دهد.
  • تلفیق مسئولیتهای طراحی با اجرا باعث کاهش زمان اجرا و هزینه های پروژه می شود.
  • کارفرما در بدو امر از نظر فنی و قراردادی، نیازها و الزامات خود را مشخص می نماید.

نقاط ضعف :

  • کارفرما بایستی نیرو و منابع زیادی را به منظور اطمینان از قابلیتهای پیمانکاران و کیفیت طرح های پیشنهادی آنها صرف نماید.
  • در مراحل اولیه طراحی بایستی مشخصات فنی کامل و روشنی تهیه شود.
  • بعد از انعقاد قرارداد، معمولا کارفرما در بحثها و مذاکرات موضع ضعیفی خواهد داشت.
  • پیمانکاران بایستی وقت و انرژی زیادی برای تهیه پیشنهاد خود با اطمینان از این نظر که قابل اجرا بوده و قیمت پیشنهادی سودآور می باشد معرفی دارند.

قرارداد کلید در دست در راستای تنظیم جزئیات مهم در تمامی حوزه‌ها که ممکن است بین بخش‌های مختلف اتفاق بیوفتد، می‌باشد. مولفه‌های اصلی در قرارداد کلید در دست شامل: طراحی پروژه، سایت ساخت، زمان اتمام پروژه، قیمت و پرداخت‌ها، گارانتی عملکرد و قوانین حاکم بر قرارداد است.

روش کلید در دست(انواع روش های اجرای پروژه های پیمان کاری) که به آن طراحی – ساخت نیز گفته میشود، مسئولیت طراحی و اجرا را بطور کامل بر عهده پیمانکار می گذارد به قسمی که بعد از تکمیل پروژه، کارفرما فقط با چرخاندن یک کلید می تواند بهره برداری از تاسیسات اجرا شده را آغاز نماید. در این حالت کارفرما یا مشاورین او فقط در فرایند مناقصه و نظارت عالیه بر کار پیمانکار دخالت خواهند داشت. کلید در دست حد اعلای سپردن مسئولیت طراحی و اجرا به پیمانکار را تداعی مینماید. بنابراین نیازی نیست که مشخص شود آیا یک نقیصه به دلیل طراحی غلط بوده یا از اجرای ضعیف ناشی شده است و به عنوان یک قانون کلی، هر عیب و نقصی که در محدوده تعریف شده کار حادث شود مسئول پیمانکار خواهد بود.استفاده از روش کلید در دست درگیری کارفرما را در فرایند طراحی و اجراء در مقایسه باسایر روشهای قراردادی به مقدار قابل ملاحظه ای کاهش داده و نقش او بطور عمده،مدیریت قرارداد و بسته به مفاد موافقتنامه کلید در دست مرور و یا تائید کارهای طراحی خواهد بود.
تلفیق مسئولیتهای طراحی با اجراء همچنین امکان کاهش زمان کلی تکمیل پروژه یا به را میسر میسازد همچنین با (Fast Track Construction) اجرای سریع ساختن امکان طراحی و اجرای اقتصادی می توان هزینه های پروژه را کاهش داد.در روش کلید در دست مرحله مناقصه از اهمیت زیادی برخوردار می باشد. در این مرحله کارفرما بایستی نیرو و منابع زیادی را به منظور اطمینان از قابلیتهای پیمانکاران و کیفیت طرحهای پیشنهادی آنها صرف نماید، همانطوری که پیمانکار نیز بایستی وقت و انرژی زیادی برای تهیه پیشنهاد خود با اطمینان از این نظر که قابل اجرا بوده و قیمت پیشنهادی سودآور میباشد، مصروف دارد.
این نوع قرارداد متضمن موارد زیر خواهد بود:
– پرداخت ها در این روش ممکن است به صورت یک قلم یا فهرست بهایی باشد.
– در مراحل اولیه طراحی بایستی مشخصات فنی کامل و روشنی تهیه شود.
– کارفرما در بدو امر از نظر فنی و قراردادی، نیازها و الزامات خود را مشخص می نماید.
– بعد از انعقاد قرارداد، معمولا کارفرما در بحثها و مذاکرات موضع ضعیفی خواهد داشت.
– خواسته ها و الزامات کارفرما در مورد راه اندازی باید در قرارداد نوشته شود.
– بایستی ترتیبی اتخاذ گردد که هزینه طراحی انجام شده توسط پیمانکار در مرحله مناقصه نیز در نظر گرفته شود.
البته در این روش ممکن است در محدوده و نیز روش کنترل کارهای طراحی توسط کارفرما منشاء بروز اختلاف گردد.
کارفرما ممکن است روش کلید در دست را فقط برای قسمت مشخصی از پروژه انتخاب معروف (Semi-trunkey) یا (partial-trunkey) نماید که به عنوان نیمه کلید در دست است. در واقع بسته به میزان کاری که کارفرما به صورت مستقیم یا توسط مشاورین یا پیمانکاران دیگری مستقل از پیمانکار کلید در دست انجام می دهد، مقدار مسئولیت کارفرما هم برای کاری که خود انجام میدهد و هم هماهنگی با وظایف پیمانکار کلید در دست افزایش می یابد. با توجه به اشکالی که روش کلید در دست در میزان واگذاری مسئولیتها به پیمانکار می تواند به خود بگیرد روشهای قراردادی دیگری را بر اساس تنوع پروژه های صنعتی و نیاز کارفرما در اختیار تصمیم گیران قرار می دهد.

قراردادهای ( طراحی – تأمین تجهیزات EP) و ( طراحی – تأمین تجهیزات – ساخت EPC )

قراردادهای E.P- E.P.C از قابلیتهای قرارداد Turnkey می باشند .

پروژه های بزرگ کشور در بخش انرژی ، با الگوهای مختلفی دنبال می شوند . ملموس ترین الگوی کار، پروژه های مطرح در صنایع پتروشیمی است که در آن شرکتهای ایرانی غالباً از الگوی طراحی + تأمین تجهیزات یا E.P استفاده می کنند .

الگوی مطرح دیگر برای اجرای پروژه های صنعتی ، قراردادهای طراحی + تأمین تجهیزات + اجراءE.P.C می باشد . اگر چه قراردادهای در قالب E.P.C نسبت به قراردادهای نوع E.P.C برای کارفرما به لحاظ تداوم و پیوستگی مسئولیتهای پیمانکار ، از ابتدا تا پایان کار ، دارای مزیت بیشتری است . امااز طرف دیگر ، با توجه به اینکه این قراردادها معمولاً بصورت ( FINANCE ) تأمین اعتبار و اجراء می گردند ، تأمین هزینه های ریالی در این شکل برای پیمانکار همراه با مشکلات می باشد . لیکن اگر کارفرما تأمین مالی را رأساً عهده دار شود راه حل مناسب همان روش E.P.C است .

در پروژه های E.P.C – E.P چه برای ارائه قیمت و یا پس از آن جهت انجام کار طراحیهای بنیادی(basic design ) لازم است ، مطالعات اولیه (Feasibility study ) همراه با طراحیهای محتوایی (Conceptual design ) انجام شده باشد . بدون وجود چنین مطالعات مقدماتی که بر اساس آن ، شرح نیاز با طراحیهای محتوایی تثبیت گردیده باشد ارائه قیمت در فرصت محدود مناقصه ها میسر نمی شود.

بعلاوه عدم تثبیت مبانی پروژه در مدارک مناقصه ، منجر به ارائه پیشنهادات همسو توسط پیمانکاران نخواهد گردید که این وضعیت تصمیم گیری در مورد پیشنهادات دریافتی را برای کارفرما دشوار خواهد نمود .

اگر چه مراحل اجرای کار بصورت مراحل متوالی می باشد ، اما باید در نظر داشت که در پیمانهایE.P.C–E.P عملاً مراحل کار با یکدیگر همزمانی دارند.

مهمترین وجه تفاوت در قراردادهای E.P-E.P.C در بخش عملیات ساختمانی است.در پیمان EPC، مسئولیت پیمانکار از ابتدا تا انتها یکسره و یک پارچه است که این موضوع ، برای کارفرما بسیار حائز اهمیت است .

مسئولیت مدیریت اجرا، کنترل کیفی و کنترل پروژه در پیمان E.P.C بعهده پیمانکار است ، در حالیکه این مسئولیت در پیمان E.P به عهده کارفرما می باشد . در چنین شرایطی ، پیمانکار اصلی در انتخاب پیمانکاران جز دارای انعطاف بیشتری است در حالیکه کارفرمای دولتی معمولاً به روش مناقصه و انتخاب بر اساس حداقل قیمت طبق مقررات عمل می نماید .

یکی از فصل مشترکهای مهم که در پایان کار اجرایی پیمان E.P.C مطرح خواهد بود ، نقطه بازگشت مسئولیت ها به پیمانکار اصلی برای راه اندازی کار است . بنابراین تعیین نقطه (Erection completion) و قبولاندن آن در عمل به پیمانکار اصلی بر اساس مدارک و مشخصات فنی پروژه ، از مواردی است که طبیعتاً به سادگی تحقق نمی یابد .

مشارکت اعضا در مرحله راه اندازی پروژه در دو الگوی E.P – E.P.C می تواند متفاوت باشد . در پیمانهای E.P.C مشارکت پیمانکار اصلی (General Contractor) در کار ساختمان و نصب پروژه و آشنایی تیم اجرایی وی با جزئیات نصب سبب می شود که در مراحل پیش راه اندازی و راه اندازی پروژه مشارکت پیمانکار اصلی تداوم یابد ، بخصوص وقتی که پیمانکار اصلی یک شرکت ایرانی است ، بسیار حائز اهمیت خواهد بود ، زیرا درگیری و بار مشارکت فنی – مدیریتی طرف ایرانی ، بنحو مطلوبی تا پایان پروژه گسترش می یابد .

از طرف دیگر نقش پیمانکار اصلی در مرحله راه اندازی پیمان E.P کاهش یافته و عمدتاً محدود به اعزام کارشناسان تکنولوژیک خواهد گردید .